سيد محمد على ايازى
87
مصحف امام على ( ع ) ( فارسى )
بخوان . اما روايت ابى رافع كه مىگويد : « فالّفه كما انزل اللّه و كان به عالما » ، دلالت به هيچكدام از دو احتمال ندارد ، چون هم مسئله علم به ترتيب مىتواند مؤثر در ترتيب باشد ، هم علم به معنا و قرائت قرآن ، تا تأليفى مطابق ما انزل اللّه انجام شود ، گر چه آگاهى به محتواى كتاب در تدوين و تأليف كتاب سرنوشت سازتر از آگاهى به ترتيب نزول است ، چيزى كه در روايت به آن تأكيد مىشود . همينطور روايتى كه مىگفت : اگر مردم قرآن را مطابق با آنچه نازل شده قرائت مىكردند هرگز ميان آنها اختلافى بوجود نمىآمد . گر چه در ابتدا به ذهن مىآيد كه منظور اين است كه اگر به ترتيب نزول مىبود اختلاف نمىشد ، اما مايه اختلاف در معنا ، اختلاف در قرائت است ، و گرنه ترتيب نزول چه تأثيرى براى رفع اختلاف دارد . اختلاف هميشه از معنا بر مىخيزد و اختلاف در معنا يا در قرائت است يا در تفسير و اين دو حالت كمتر ارتباط با ترتيب سورهها پيدا مىكند ، لذا توضيحات خاصى كه در كنار مصحف امام على وجود داشته مىتوانست تأثير مهمى در فهم و پيشگيرى از اختلاف بگذارد كه سوگمندانه از دسترسها دور ماند . همين توضيح در نقل خبر مسعودى مطرح است كه از حضرت نقل مىكند اين كتاب خدا را آنطور كه پيامبر دستور داد و وصيت كرد آنگونه كه نازل شده تأليف كردم . اما آنگونه نازل شدن الزاما به معناى ترتيب نيست . آنگونه نازل شدن به قرائت ( در ضبط كلمات و رعايت گويش آن ) هم مىتواند معنا بدهد . در تمام اين موارد اگر در روايت ، كلام دو احتمال داشته باشد ، نمىتوان به احتمالى تكيه كرد و لذا از هيچكدام از اين روايات نمىتوان براى